تبلیغات
باری به هر جهت
دل نوشته های یک شانزدهی
در دل همه حرف هایی نا گفتنی هست ...
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


در دل همه حرف هایی نا گفتنی هست ...

به قلم آرتین شیبانی
نویسندگان
نظرسنجی
سمینار 28 را چگونه ارزیابی می کنی؟








به غیر از خر زنان محترم پایه، احتمالا همه ی ما نمرات پایین داشته ایم. احتمالا که نه... حتما داشته ایم. البته هر کسی درس هایی را دوست دارد، در درس هایی هم استعداد دارد که در این دروس موفق خواهد شد. اما درس هایی هستند که آدم به آنها علاقه ندارد. یا اینکه علاقه دارد، ولی هرگز نمی تواند در آنها موفق شود. چرا که این دروس به راحتی در ذهنش نمی نشیند. در این بین عده ای هستند که مشکل خود را با درس خواندن خیلی خیلی زیاد حل کرده اند. این عده بچه درس خوان یا به قول خودمان خر زن یا به قول عده ای سگ زن نام می گیرند. عده ای دیگر هم هستند که این دروس سخت نشین (درس هایی که با آن مشکل دارند) را رها کرده و به لفظ بی ادبی، می گویند « به .....م. مهم نیست.». این گروه بچه تنبل ها نام می گیرند که معمولا دوستان زیادی هم ندارند. اما در بین این دو گروه مذکور، گروهی وجود دارند که اکثریت حدوداً 90 درصدی را تشکیل می دهند. این گروه، به اندازه ای درس می خوانند که در درس های سخت نشین خود، نمره قبولی یا مقداری بیشتر از نمره قبولی بیاورند. یعنی نمره ای بین 12 تا 17، یا گاهاً در اثر خوش شانسی 18 و 19. اما اکثرا نمره آنها در این امتحانات 20 نخواهد شد. با توجه به این که ما در مدرسه برتر کشور ( یا حداقل تهران ) درس می خوانیم، اولیای ما انتظار بیشتری از ما دارند. اما متاسفانه ما عادت کرده ایم که وقتی نمره ی کم می آوریم، با روی باز به استقبال سطل زباله رفته، برگه ی خود را با نمره ی درخشان موجود در آن، در سطل جا بدهیم( گاها مثل خودم ). گروهی نیز نمرات خود را در آرشیو جا میزی خود جای می دهند ( هم کلاسی های آرمین، منظورم را بهتر می فهمند ). اما وای به روزی که کارنامه را بدهند ... دهن این دوستان به سرویس مدرسه مبدل می شود و تمام لوازم تفریحی، ضروری و ... آنها به مدت 7 روز کاری جمع گشته، درون کمد قرار می گیرد. گاهاً برای اینکه بیشتر بسوزید، تنها قطعه ای ضروری از آن وسیله را به قول خودشان تعطیل می کنند و بقیه آن را جلوی چشمتان می گذارند تا بیشتر بسوزید.

اما حقیر، به شما پیشنهاد می کنم که حتما برای یک بار هم که شده، به صورت مخفیانه یا آشکار در صدد تقویت و بهبود وضعیت خود در آن درس بر آیید و هنگامی که به سطح معقول رسیدید، نمره خود را به اولیای گرامی خود بگوئید. حال آن که وقتی ببینند که شما چیزی را از آنان پنهان نمی کنید، و در صدد جبران اشتباهات و ضعف های حود بر آمده اید، مطمئناً نه تنها تنبیه نخواهید شد، بلکه اولیای شما در پی تشویق شما برای پشتکار و تلاش بیشتر شما بر خواهند آمد.

این که می بینید این کار را به شما توصیه می کنم، به علت تجربه شخصی است که امروز به دست آورده ام. با این که نمره ی عربیم چنگی به دل نمی زد، اما وقتی با صداقت نمره ی بسیار ضعیفم را به ایشان اعلام نمودم، هیچ مشکلی برای من پیش نیامده و همین الان که دارم این متن را تایپ می کنم، نشان دهنده ی این است که وسایل تفریحی من جمع نشده و به اینترنت و کامپیوتر و جای خواب(!) دسترسی کامل دارم. خیالتان از این بابت، راحت...

پ.ن. : قرار نبود که سنت شکنی کرده، به غیر از روزی یک مطلب، چیزی اضافه تر بنویسم. اما با مشاهده ی بخشندگی خانواده ها و تشویق آن ها به پشتکار بیشتر، و با مشاهده نتیجه ی صداقت و نمرات درخشان(!) بچه ها، لازم دانستم که این مطلب را به صورت یک ویژه نامه به حضور شما دوستان عزیز برسانم...





نوع مطلب : ویژه نامه ها، 
برچسب ها :
چهارشنبه 16 آذر 1390




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی